
درباره ما |
خوشششش اومديييين نانازاي من.اميدوارم ازوبلاگم خوشتون بيا.موضوع وب من آزاده وهرچي تودلمه ريختم توش.ميخوام خوشتون بياد.ايشالا....
|
 |
جستجو |
"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!
|
|
آزادبدون کنکور |
موضوع:
<-CategoryName-> |
سلام بچه ها.امروزساعت 8 اومديم خونه مامانبزرگم.داييم که يه کوچه بالاتراز بن بست مامانبزرگمه همون که استاددانشگاهه،زنگ زدگفت منو آجيم بريم خونش.رفتيم گفت اگه آزادبدوکنکور ميخواين بياين رشته هاروانتخاب کنين اول من رفتم.ازبين اونهمه فقط حسابداري اردبيل بود.آجيمم 3تاانتخاب کرد ولي واسه اون خوباش افتاد.بعدبه مامانم گفتم گفت مشکلي نيست.منم که ميدونم با 20 تاازکنکورقبول نميشم ازخدامه.هه
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|چهار شنبه 30 مرداد 1392برچسب:,|
|
|
کنکور داديممممممممممم |
موضوع:
<-CategoryName-> |
بکس ديروز يعني جمعه ساعت3کنکورم بود وساعت1ازخواب بيدارشدم.ساعت2راه افتاديم رفتم خونه مامانبزرگم اززيرقرآنش گذشتم.رفتم دم درمحل کنکور،رفتيم بامامانم آبمعدني و ساقه طلايي بگيريم که يهو يادم افتادماشين حساب يادم رفته.به باباگفتم رفت.که يهوبازيادم افتادشناسنامه يادم رفته.بابام نصفه راه بود زنگ زديم بش گفتيم يکم عصبي شد ولي اونموقع اهميتي نداشت برام.درسته نخونده بودم ولي استرس داشتم.رفتم سر جلسه ساعت7:30قراربودتموم شه که گفتن بعد5هرکي تموم کرده ميتونه بده.منم که از190سوال 20تازده بودم دادم رفتم.بعدبرگشتن يکم مامانم عصباني بود.ولي ميدونست وقت نشده.من فکراونجاش بودم که داديم که جوابو ميگيره آبروم ميره پيشش،ولي مامانم که آروم شد گفت هرکي گفت ميگيم وقت نشد.ايشالا که قبول شي،قبول نشدي هم واسه سال بعدمن نميگم،خودت ميخوني.منم خر نيستم که گفتم معلومه ميخونم
|
|
فردا کنکوررره!هه |
موضوع:
<-CategoryName-> |
سيلووووووووووم دوباارررره.2 تامداد،يه پاک کن،يه مدادتراش برداشتم واسه فردا.بقيه دارن تست ميزنن من لاک هفت رنگ زدمودارم چرت ميگم اينجا.مريم يکم خونده.مامانش گفته اگه قبول نشي چشاتودرميارم چون کلاس زبانم نصفه گذاشته.روياسه روزه داره ميخونه.منم که هيچچچچچ.داييم که استاددانشگاهه ودکتراداره،دايي طاها،زنگ زده بود کنکورموميپرسيد.گفت آزادبدون کنکورم برميداره ولي رشته هاش معلوم ني چيه.ديروز به مامانبزرگم گفتم دعاکنه وجمعه ساعت3کنکورم شروع ميشه.ساعت2ميرم اززيرقرآنش بگذرم.مريمم گفت بگم دعاش کنه.هرجمعه خالم وداييم ايناناهار اونجان.مامانم گفت خالت اونجاس چطوري بريم(آخه دعوامون شده صفحات قبل رو بخونين ميفهمين موضوع رو)؟گفتم خب باشن.بااوناچيکارداريم.هيييييي.عجب درسخونيم من.خخخ.باي فعلا
|
|
عيدتون پساپس مبارک |
موضوع:
<-CategoryName-> |
سلام.عيدتون پساپس مبارک.داداشم ايناامشب ساعت9ميرن.اتاقمون دوباره ميشه ماله ما.بعددعواهايي که توخونه شدبازم باداداشم وزنداداشم آشتي کرديموحلاليت خواستيم.معصومه يکم اذيت ميکرد.يه چي باب ميلش نميشد يه جيغايي ميزد جاي گريه،صداش تاکوچه ميرفت.ساعت8ميبريمشون ترمينال.يه ماهم باخوبي وبديش گذشت.ولي پارسال که واسه نمازهي ميرفتيم مسجد خيلي دلم لک زده واسش.باي فعلا
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|شنبه 19 مرداد 1392برچسب:,|
|
|
رمضون چي شد |
موضوع:
<-CategoryName-> |
سلامي دوباااره.بچه ها25روز ماه رمضون گذشته.خيلي خوب بود چون داداش وزنداداشمو معصومه کوچولي خودم(برادر زادم)اومده بودم.يه روزبعدفطرميرن.مامانم ميگه اومدن ايناسنگين تموم شده براش چون بعدرفتنشون دلش ميگيره وخاطراتشون زنده ميشه.واسه هممون همينطوري ميشه.همه چي ازاول خوب بود ولي يه جاکار بدخراب شد ودوباره درست شد.البته يکم تأثير داشت وديگه ازاون کار نميخوام بکنم.حالاهرچي.دوستون داارم.راستي يه چيز نميخوام رخ بده.ميخوام جواب رد بشنوه وبشه ماله ما.البته خدا حرف منو که پر گناهم گوش نميده ولي بازم اينوازش ميخوام
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|یک شنبه 13 مرداد 1392برچسب:,|
|
|
اگه همچی مثل قبل شد |
موضوع:
<-CategoryName-> |
رنگ شب...هه.قبلا برام خیلی جذاب بود ولی کارایی کرد نمیخوام دیگه بشناسمش.شاید اگه بازم همچی مثل اول شد نمیخوام حرف واسمی از رنگ شب توش باشه
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|پنج شنبه 10 مرداد 1392برچسب:,|
|
|
دنیای رنگ شب!! |
موضوع:
<-CategoryName-> |
راستی بچه ها یادتون نره.تو دنیای رنگ شب همه چی به همه چی ربط داره.البته بعضی چیا استثنا هستن.مثل شب قدرو گناه کردن.اونم گناه خیلی بد بد بد.که اصلا به هم ربط ندارن و تحملش برا رنگ شب خیلی سخته.بازم ممنون.""رنگ شب""
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|پنج شنبه 10 مرداد 1392برچسب:,|
|
|
قلب رمضان |
موضوع:
<-CategoryName-> |
سلام وااای شب قدر اومده.بچه ها اونجارو نمیدونم ولی اینجا بارون میزنه چه شبی؟شبی که رحمت خدا با بارون خدااز عرش آسمان به فرش زمین دوخته شده.کسی نیست زیر بارون رحمت خدا پاک از گناه نشه.التماس دعا بچه ها.منو آلیس محتاجیم باور کنین.بارالها بنازم احسانت را عشق به مهمانت را یا قدیم الاحسان.الغوث الغوث خلصنا من النار یارب.""رنگ شب""
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|پنج شنبه 10 مرداد 1392برچسب:,|
|
|
|
موضوع:
<-CategoryName-> |
بچه هامانکه فني ميخونيم تابستون کارآموزي داريم.يکشنبه آخرش بود-منم اينو کشيدم روميزم-مريمم که مثل هميشه قهرکرده بودازبي محبتياي من اسمشو ننوشتم-اسم معلممون-ساعت وتاريخ نوشتنمم با رشته تحصيليم نوشتم

|
|
اشک |
موضوع:
<-CategoryName-> |
قدم قدم ميري جلو-اميدت نگاهشه-خنده هاشه-گذشته هاي مهربونشه-ولي اون مثل قبل نيست-بدشده باهات-يه قطره اشک شايدآرومت کنه-چشاتوميبنديودلتو ميسپري توعمق اشکات
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|سه شنبه 1 مرداد 1392برچسب:,|
|
|
|
موضوعات |
|
 |
آمار سایت |
كاربران آنلاين:
نفر
تعداد بازديدها:
RSS
|
 |
کد های جاوا |
|
 |
|