
درباره ما |
خوشششش اومديييين نانازاي من.اميدوارم ازوبلاگم خوشتون بيا.موضوع وب من آزاده وهرچي تودلمه ريختم توش.ميخوام خوشتون بياد.ايشالا....
|
 |
جستجو |
"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!
|
|
متن خودم(نفسام) |
موضوع:
<-CategoryName-> |
اي روزگار...ديروز بودکه دستام توي دستاش توي جاده ي عشق قدم ميزديم وهراز گاهي تو چشاي هم خيره ميشديم وميگفتيم،نباشي ميميرم الآن،اون روز رسيده...مني که حاضربودم جونمو واسه جونش هديه کنم،نفسامو تپش قلبش کنم،امروز ميخوام به حرفام عمل کنم وجاي تپش قلبش،توي آسمون روياهاش براش روشن باشم نميدونم کجاست!چيکارميکنه! ولي قسم به عشقي که ازش توي دلم دارم،نفسامو،تک تک فداي نفساش ميکنم.به اميد روشني آسمونش،به اميدروشني دلش که زماني باعطرنفسام پرخاطراتم مي شد.الآن،امروز،خاطراتم دارن ردپاشونو ميدش به عطرنفس ديگه...
|
نوشته شده توسط
:آلييس | لينک ثابت
|شنبه 18 خرداد 1392برچسب:,|
|
|
|
موضوعات |
|
 |
آمار سایت |
كاربران آنلاين:
نفر
تعداد بازديدها:
RSS
|
 |
کد های جاوا |
|
 |
|